دلنوشته های عمه سحر برای برادرزاده♥♡

درد دل من با برادر زاده جونم..

1393/11/14 17:19
نویسنده : سحر
762 بازدید
اشتراک گذاری

سلام خوشگل عمه ..:* 

الان ساعت 17:10 دقیقه عصره منم اینقدر ک صبح خوابیدمم الان خوابم نمیبره^-^....ذوق زده ازینم ک این وبلاگو درست کردم تا با خود خودت حرف بزنم... چون هیچکسه هیچکس ازینجا خبر نداره ..هیچکس.. راستش میخوام تا زمان تولد یکسالگیت هیچکسو ازین روز نوشته هام باخبر نکنم . فکر میکنممم سورپرایز قشنگی باشه همع .. مامان فریده بابا پدرام .عمو حسام و مخصوصا مامان بزرگ و بابا بزرگ جونت ♥♡♥

 اخ اخ گفتم مامان بزرگ و بابا بزرگ یادم از دیشب اومد  عمه جوووننن.... :))دیشب بعد ازینکه با بابا پدرام حرف زدیم کلا از جو خوشحال بودن اومدن تو ب زندگیمون  بابا بزرگ مهربونت رفت تو سایت ایران سانگ اهنگای قدیمی بهزاد و گذاشتتتتتتت اخ اخ جات خالی چقدر رقصیدیمو انرژی تخلیه کردیم:)))))) بیخود بیخود شاد بودیممم و من فهمیدم خیلیم بیخودی نبوده... اینقدر ک  ارتباط بین اعضا تو خونمون صمیمی و خوبه  ک  همیشه شریک خوشحالی و غم همدیگه هستیم ^-^.....

یادمه ااخرین بزن و برقص ک تو خونمون همینجوری بین خودمون راه افتاد مال دو سال پیش بود فکر کنم شب عروسی مامان فریده با بابا پدرام .... :))) از همه اونروزا فیلم و عکس داریم بزرگ ک بشی همشو بهت نشون میدمممم...^-^

عمه جون راستش این وبلاگ تازه دیشب ساخته شده تا حالا هم سه نفر نظر دادن و لطف داشتن .. یکیشون نوشته بود عمه ها خیلیییی مهربونن ... میدونی خیلی خوشحال شدم اینو خوندم ... خیلی از ته ته دلمممم... عزیز دلم متاسفانه تو جامعه ی ما خیلی فرهنگ بدی جا افتاده ... درباره مادر زنو مادر شوهرو عمه و خواهر شوهر و نمدونم ازین چیزای الکییی ک فقط برمیگرده ب کوته مغزیه ی عده.. 

میدونی خوسگله عمه یکم دلم گرفته الانم ک اذان میگن  از خدا میخوام سالم باشییی^-^.. 

عزیز دلم دل گرفتگیه من فقط واسه اینه تو این چندروز ک ب بعضیا گفتم عمه دارم میشم با خوشحالیه تمام عده زیادیشون گفتن اوه اوه ... هرچی بد و بیراهه در اینده ب عمه ی بچه میدن.... یکم دلم شکست ناراحت شدم:(((یکروز تو لاک خودم بودم اما ب این نتیجه رسیدم ک این حرف همش از رو حسادته و هیچ دلیلی نداره بی دلیل ینفرو فحش بده کسی ... بعدم خوشگل عمه من  با تموم وجودم دوستت دارم .. حس من الان دقیقا اونطوریه ک خودم دارم بچه دار میشممم:)))))))))  

عمه جون من با افتخار میگم ک عمه ی تو هستمممم و تا اخر عمر هم میگم باعث افتخاره منه عمه بودن نه سر افکندگی ... چون من خودم پنج تا عمه دارم یکی از یکی ماه تر و با تموم وجود دوستشون دارم اینقدر ک ماه و خوبن..... هیچکس هم جرات نداره جلوی من بگه بالای چشمشون ابرویه... خلاصه ک ببخش اینقدر حرف زدم دلم پر بوددد ازین فرهنگای غلطمون ک جا افتاده...

دوست دارم بهترین عمه ی دنیا باشم واست♥♡♥.....

مامان فریده رو اذیت نکنیااا عزیزمم :****

من بازم میام باهات حرف بزنممممم:*عاشقتم با تموم وجودم...

یدونه ی عمه ...♥♡♥

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

آرش
31 تیر 94 5:41
سلام خوبین؟! وب زیبایی دارید،ایشالا که همیشه موفق باشید. میشه ازتون خواهش کنم از وب منم دیدن کنید ممنونم و منتظرتونم
رضا
1 مرداد 94 12:28
عالیه !!!